در مکتب استقلال دوست داشتن فراتر از عشق است

ازدواج

" ازدواج "

دلت می خواد بری خواستگاری
اما تو که پول نداری
تو فکرت از این کار منصرف میشی
دلت غمگین میشه مضطرب میشی

تا اینکه یارت بهت زنگ میزنه
با هشدارش به قلبت سنگ میزنه
میگه چرا خواستگاریم نمیای ؟
یعنی تو اصلا منو نمیخوای ؟

با گفتن باشه میام ، به اون امید میدی
به خودتم یه اعتماد به نفس نوید میدی
تو حساب کتاب واسه روز خواستگاری
نگاه میکنی ببینی چی داری چی نداری ؟

می بینی تو هستی ویک جیب خالی
ساختن یک زندگی خیالی !
تو ازدواجایی که طعم مادیات میده !
پولدار اگه باشی قبولت میکنند ندیده !

مهریه ی بالا به سال تولد
زندگی مد بالا برای نشان تجدد
گذشت دورانی که معیار ،مردانگی ومرام بود
سالم بودن ، لوطی گری وعلیکم سلام بود

مبنای ازدواج ایناست حالا
شغل ، خانه ، ماشین مد بالا
بگو چند تا سکه مهر دخترم میکنی ؟
تند باش ، زودتر بگو یالا

ازدواج رو شما کردین معامله
انگاری پول ودختر رو میکنین معاوضه
تو ازدواجایی که عشق فراموش شده !
عشق یک سراب ، یک چراغ خاموش شده

آهای پسرا ، دخترای جوون
بهار زندگیتونو نکنید خزون
زندگیتونو ساده آغاز کنید
تلاش بیشتر رو نغمه ی ساز کنید

با شمام ای بزرگترا
کمک کنید به خوشبختی کوچیکترا
اگر شما اینقدر سخت نگیرید
پول وخانه را ملاک بخت نگیرید

با توقعات کم هم میتونید
عروس ودوماد خوشبخت بگیرید

سراینده شعر : آندرانیک پسر پاییز

+ مهیار تاج ; ٥:٢٤ ‎ب.ظ ; ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات ()