در مکتب استقلال دوست داشتن فراتر از عشق است
|
||
" قربانی عشق "
جلاد من قربانی عشقم
مرا دار بزن !
بعد که دار زدی
به حال من زار بزن !
وقتی که زار زدی به حال من
برو پیام عشق را به عاشقان جار بزن
بزن جار وبگو که طعم عشق خیلی عجیبه
عاشقی یک درد ناعلاج و غریبه
جلاد حالا می خوام بشنوی وصیت منو
می خوام بگی به عاشقان این نصیحت منو
بگو خدا کنه هیچ کس عاشق نشه
اگر که عاشق هم شد ، توی عشق صادق نشه
صداقت در عشق یک ضرره
اونم وقتی که معشوق ، از صداقتت باخبره !
بگو که ره عشق پر از بی رحمی و خطره
یکرنگی توی عشق مثل یک درخت بی ثمره !
بگو که برنده عشق کسی هست که زرنگ باشه
توی عشقش هر لحظه به یک رنگ باشه !
درد عشق را لیلی من ندانست ، چون با عشق بیگانه بود
دل من قمار عشق را باخت ، چون در عشق دیوانه بود
جلاد ! آخه از بی وفایی ها من به کجا شکایت کنم ؟
بگو به من ، حکایت عاشقیمو واسه کی روایت کنم ؟
جلاد ! تو که هست کارت دار زدن !
دیوانگیست با تو حرف زدن !
اما به تو گفتم ، اونچه که باید میگفتم
حالا مثل یک میوه از درخت گیتی میفتم
جلاد بزن دار ، منو نابودم کن
از کار این دنیا ، منو آسودم کن
سراینده شعر : آندرانیک پسر پاییز