در مکتب استقلال دوست داشتن فراتر از عشق است

مادر

از همه دوستان و بازدید کنندگان عزیز میخوام که برای سلامتی مادر های گل وحید و مهسا که از بهترین دوستام هستن دعا کنید.

"مادر"

دنبال واژه بودم
واسه ساختن غزل
غزلی که توش بگم
بزرگیاتو ای مادر

هر چی واژه خوب بود گذاشتم
واژه خوب کم نذاشتم
واژه ها به گریه افتادند
اوناهم به تعظیم افتادند
اونا واسه یک دریا
مثل یک قطره بودند
اونا هم در برابر عظمتت
مثل یک ذره بودند

مادرم برای تو من جان میدم
جان چیه وظیفمو انجام میدم
بخاطر این جان واسم عزیزه
چون که خون تو تو رگهامه

وگر نه جان من بدون لطف تو
ارزشش به اندازه لای جرزه
مادرم کاش که کوچیک میشدم
ایندفعه لااقل قدرتو میفهمیدم

تویی که همش پرستارم بودی
واسه غصه هام تنها یارم بودی
مادر اگر آدم صاحب دنیا باشه
دعای خیری ازت نداشته باشه

فقیر ترین آدم روی زمین
میگم همون آدمه فقط همین
میدونم هدیه من به تو خوشبختیمه
دعای تو همش برای رفع سختیمه

مادر اینقدر خوب ومهربونی
فقط تویی که دردمو میدونی
مادر اگر از مرامت بگم شرمنده میشم
عاشق بزرگیات در برابرت بنده میشم

لبات همیشه وقت شادیم که خندونه
وقت غصه های من وای بر من که گریونه
آخه تو دل نداری دردمو ببینی
فقط دوست داری خوشیمو ببینی

مادر وقتی که دوری
دل من همش نگرانه
بغض است مهمان من
در گلویم همچو آتشفشانه

مادر هدف من از بازی کلمات حرافی نبود
خیلی از بزرگیات گفتم ولی این کافی نبود
مادر سایه ات رو سرمون بودن بزرگترین دعایه
سلامتی تو بزرگترین لطف خدایه


سراینده شعر : آندرانیک پسر پاییز

+ مهیار تاج ; ۸:۳٩ ‎ب.ظ ; ۳ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات ()